محمد مهدى ملايرى
51
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نظير اين مسائل در تاريخ و فرهنگ اين دوران كه در آن تمدّن و فرهنگ ايران به اسلام انتقال يافته و با زبان و ادب عربى در هم آميخته و فرهنگ و ادب نوى بهوجود آورده كم نيست . مسائلى كه در معيارهاى كنونى هيچيك از اين دو زبان نمىگنجد ، و فراتر از محدودهء آنها در گرو بحث و بررسيهائى مشترك و جامع و شامل است كه با بهرهگيرى از همهء وسائلى كه پيشرفت علم و تحقيق در اختيار محقّقان نهاده است پردههاى ابهام را كنارى زند و ناشناختهها را بشناساند . و اين هم راهى است كه از درون تيرگيهاى تاريخ و لغزشگاههاى فراوان بايد بگذرد و چندان هموار و زودگذر هم نيست . زبان فارسى در مجموعهء تمدّن و فرهنگ ايرانى از آنچه گذشت اين هم روشن شد كه سرگذشت زبان و ادب فارسى را در دوران انتقال نمىتوان جدا از مجموعهء تمدّن و فرهنگ ايرانى كه در اين دوران به جهان اسلام منتقل شده و به زىّ عربى درآمده است مورد بحث و بررسى قرار داد ، بلكه بايد آن را از خلال همين مجموعه بررسى كرد . بههمينسبب جستوجوى خود را در اين زمينه با جستوجوى آثارى كه از همين مجموعه در مآخذ عربى اسلامى مىشد يافت آغاز كردم و نتيجهء آن رسالهاى شد شامل كلّيّاتى دربارهء فرهنگ پيش از اسلام ايران و راههاى نفوذ آن در زبان و ادب عربى با عنوان مقدّمة لدرس الثّقافة الأيرانيّة و اثرها فى الأدب العربىّ ( پيشگفتارى دربارهء بررسى فرهنگ ايرانى و اثر آن در ادبيّات عربى ) . و سپس به موضوع ديگرى از همين مجموعه پرداختم كه نزديكتر به موضوع زبان و ادبيّات بود و آن نظام ديوانى دولت ساسانى و چگونگى راه يافتن آن بود به دولت خلفا و اثرى كه اين امر در زبان و ادبيّات عربى داشته است . و نتيجهء جستوجوهايى كه در اين زمينه بهعمل آمد و يادداشتهائى كه فراهم گرديد رسالهاى ديگر شد با عنوان النّظم الأدرايّة السّاسانيّة فى دولة الخلفاء و ما ظهر لها من اثر فى الأدب العربىّ . سلسلهجنبان اين جستوجوها همان بحث و جدلهائى بود كه در همان دوران